شنبه سی و یکم فروردین 1387
تفاوت در دو مطلب
حاج ميرزا حسين خان انصاري نقل مي كند كه : شبي در مجلس ا نس با آصف الدوله شيرازي وجلوه وحاج ميرزا صفا سخن از گذشته مي داشتيم ،گفتند ما نفهميديم ، محمد شاه كه سال ها با روسيه مي جنگيد وسالار هم در زمان او چندان قدرتي نداشت، چه شد كه هر قدر محمد شاه قشون فرستاد شكست خوردند ومحمد شاه از غصه دق كرد ومرد ،ولي ناصرالدين شاه جوان شهوا ني وقتي به تخت نشست نه يك دينار پول در خزانه داشت ،نه يك سربازويك توپ در لشكر خانه ونه يك ولايت ا من ،از اطراف سركشان همه ولايات پا ا ز گليم بيرون گذاشته بودند ، شاه بود و تهرا ن تبريز آن هم بي ا ستعداد ؛ونزديك بود شوكت سالار ود يگر ياغيان با اغتشا ش دا خلي قدرت مركز را هم ا ز شاه بگيرد . چه، در فارس وبهبهان ومازند ران اصفهان نيز فتنه بود .چه شد كه اندك زماني خراسان امن ومرو وسرخس وتركمان تحت امر در آمدند ؟
پيرمردي در مجلس بود گفت : اين را ا ز من بپرسيد . اين در ا ثر تفاوت دو جمله سخن بود. خودم ا يستا ده بودم كه محمد شاه پا نزده فوج سوار مستعد مكمل روانه خراسان نمود . در وقت سا ن ديد ن به آ نها شخصاً خطاب نمود: اي سرباز واي سوا ر ! زن وبچه خراسا نيان ياغي را به شما بخشيدم ، برويد هر چه مي خواهيد بكنيد .
اين خبر به خرا سا ن رسيد همه در طغيا ن وهمراهي با سالار فدايي وار كوشيدند وهر چه قشون رفت خلع سلاح نموده وكشتند وباز خودم ا يستاده بودم ، ا مير كبير كه به زحمتي فوق ا لحصر ، چند فوج سرباز راه اندا خته بود ، روز سا ن ديدن به حسام ا لسلطنه فرمانده سپاه فرمود:
"مراد ميرزا ! خرا سان ملك شاه ا ست ، خرا سا نيا ن ا ولاد شاه ،تو ماٌموري باا ين سرباز بروي يك نفر حسن خا ن سالاررا كه مي گويند ياغي شده بگيري واگر شنيده شد كه يك سرباز حتي يك توبره كاه بي پول وبي رضا يت ا ز خرا ساني ها گرفته وتو شكم آ ن سرباز را ندريده اي شاه شكم تو را خواهد دريد ."
عين ا ين كلا م به خرا سا نيا ن رسيد ، خودشان ولايت به ولايت دروا زه را به روي قشون دولتي باز كرده تا جايي كه ايلخاني با وجود وصلت كردن با سالار از او بر گشته وتا بع دولت مركزي شد.
منبع : امير كبير يا قهرمان مبارزه استعمار ، اكبر هاشمي رفسنجاني ، ص71-73
شنبه سی و یکم فروردین 1387
فراخوان چهارمین جلسه مجمع عمومی گروه علوم اجتماعی
سر گروه علوم اجتماعی :مهدوی- مهدی زاده
